X
تبلیغات
وکیل جرایم سایبری
یکشنبه 29 آبان‌ماه سال 1390

کمپین رهروان غدیر

بسم الله الرحمن الرحیم

الهم صلی علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم

کمپین رهروان غدیر

لیست بعضی از مطالب

استدلال به آیه مباهله.docx

اهمیت واقعه مباهله.docx

داستان تفسیری مباهله.docx

مقالات مباهله.rar

http://bandinternety.persiangig.com/gadir/mobahele/

کمپین رهروان غدیر

یکشنبه 29 آبان‌ماه سال 1390

کمپین رهروان غدیر

بسم الله الرحمن الرحیم

الهم صلی علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم

کمپین رهروان غدیر

فضائل اهل بیت(علیهم السلام) در آیه مباهله

سؤال: در آیه مباهله چه فضائلى براى اهل بیت(علیهم السلام) نهفته است؟

جواب: در آیه مباهله و روایات مربوط به آن، فضایلى براى اهل بیت(علیهم السلام) نهفته است،که ما به برخى از آن ها اشاره مى کنیم:

الف) آیه مباهله دلالت دارد بر این که اهل بیت رسول خدا(صلى الله علیه وآله) محبوب ترین افراد نزد اویند. و لذا بیضاوى در تفسیر آیه که فرمود: «فرزندانمان و فرزندانتان و زنانمان و زنانتان و خودمان و خودتان را بیاورید» گفته است: «یعنى هرکدام از ما و از شما خود و عزیزترین اهلش را بیاورد.»(1)

ب) این که پیامبر(صلى الله علیه وآله) این افراد را براى مباهله که موضع حسّاسى است و احتیاج به دعا دارد آورد، خود دلالت بر افضلیت آن ها بر دیگران دارد.

ج) پیامبر(صلى الله علیه وآله) به اهل بیتش فرمود: «إذا أنا دعوت فأمّنوا» هر گاه من دعا کردم شما آمین بگویید.

اسقف آن ها گفت: من در سیماى آنان چنین مى بینم که اگر آنان از خدا بخواهند که کوهى از کوه ها از جا کنده شود، خداوند چنین خواهد کرد، لذا با آن ها مباهله نکنید که هلاک خواهید شد، و تا روز قیامت هیچ نصرانى در روى زمین باقى نخواهد ماند.(2) از این جا استفاده مى شود که حتى نصارا نیز پى به فضیلت آن بزرگواران برده بودند.

د) در این آیه خداوند امام على(علیه السلام) را نفس و جان رسول خدا(صلى الله علیه وآله) معرفى کرده است(3) و این بلندترین تعبیرى است که مى توان در شأن آن حضرت(علیه السلام) آورد.

پی نوشتها:

1 ـ تفسیر بیضاوى با حاشیه شهاب، ج 2، ص 32.

2 ـ زمخشرى، کشاف، ج 1، ص 369 ; تفسیر مراغى، ج 2، ص 157.

3 ـ ترجمه امام على(علیه السلام) از تاریخ دمشق، ج 3، ص 90، ح 1131.

کمپین رهروان غدیر

یکشنبه 29 آبان‌ماه سال 1390

کمپین رهروان غدیر

بسم الله الرحمن الرحیم

الهم صلی علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم

کمپین رهروان غدیر

دوازده درس از مباهله

درس‌هایی که از واقعه مباهله می‌گیریم:

1. از آن‌جا که مباهله، به‌عنوان آخرین حربه پیامبر، پس از اثر نکردن منطق و استدلال مورد استفاده قرار گرفته، بنابراین منظور آن ظاهر شدن اثر خارجی نفرین است؛ نه یک نفرین ساده بی‌اثر.

2. پیشنهاد مباهله را کسی می‌دهد که بر حقانیت خود پافشاری داشته باشد و در این واقعه، پیامبر بود که مباهله را طرح کرد.

3. آیه مباهله، مقام نبوت و رسالت پیامبر را هم به روشنی اثبات می‌کند؛ زیرا کسانی که حاضر نشدند با او مباهله کنند، یقین کردند که او فرستاده خداست.

4. مباهله، روشنگر این است که حضرت عیسی علیه‌السلام، رسول و پیامبر خداست؛ نه فرزند خدا؛ عابد است و نه معبود؛ مخلوق است و نه خالق.

5. زن و مرد، در مسئله دین و دیانت دوشادوش همدیگر هستند (ابناءنا، نساءنا و انفسنا در آیه مباهله اشاره به این مسئله دارد).

6. در دعا کردن آنچه مهم است، انگیزه‌ها و شخصیت‌هاست؛ نه تعداد (گروه مباهله‌کننده پنج نفر بیش‌تر نبودند).

7. علی بن ابی‌طالب، جانِ رسول خداست. (انفسنا)

8. استدلال منطقی آوردن، اولین راه برای بحث با دیگران است.

9. آخرین برگ برنده مؤمن واقعی، دعاست.

10. استدلال را باید پاسخ داد؛ ولی مجادله و لجاجت را باید سرکوب کرد.

11. اگر شما محکم بایستید، دشمن به دلیل باطل بودنش، عقب‌نشینی می‌کند.

12. قوام و اساس دین اسلام به خاطر همین پنج نفر است؛ وگرنه پیامبر می‌توانست شخصاً نفرین کند و اهل بیتش را با خودش نیاورد. ولی این قضیه نشان داد که اهل بیت پیامبر، هم‌گام و همراه او برای رسیدن به حق هستند و همواره آماده استقبال از مرگ‌اند.

کمپین رهروان غدیر

یکشنبه 29 آبان‌ماه سال 1390

کمپین رهروان غدیر

بسم الله الرحمن الرحیم

الهم صلی علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم

کمپین رهروان غدیر

بسم الله الرحمن الرحیم

الحمدلله الذی جعلنا من المتمسکین بولایه امیرالمومنین

با عرض سلام و خسته نباشید خدمت شما بزرگواران

این سری مقالات در مورد اثبات شان نزول آیه مباهله در مورد اهل بیت و احیای عید بزرگی مثل مباهله است

شما دوست عزیز می توانید هر یک از این مجموعه مقالات را که دوست دارید در وبلاگهای خودتان قرار دهید. پس از قرار دادن مقالات در وبلاگها و وب سایت های خود به ما خبر دهید

Qadirnet.com

Shia-sonni.com

Baralichegozasht86@yahoo.com

با تشکر فراوان

کمپین رهروان غدیر

یکشنبه 29 آبان‌ماه سال 1390

کمپین رهروان غدیر

بسم الله الرحمن الرحیم

الهم صلی علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم

کمپین رهروان غدیر

بیشتر در مورد آیه مباهله بدانیم!

بررسی کلمه مباهله:

مباهله در اصل از ریشه ی «بهل» به معنای رها کردن و قید و بند را از چیزی برداشتن است. از این رو، هنگامی که حیوانی را به حال خود واگذارند. و پستان آن را در کیسه قرار ندهند تا نوزادش بتواند به آزادی شیر بنوشد به آن «باهل» می گویند. و «ابتهال» در دعا، به معنای تضرع و واگذار کردن کار خود به خداست.

بنابراین، اگر در مواردی «مباهله» را به معنای «هلاکت، لعن و دوری از خدا» گرفته اند، به خاطر آن است که رها کردن و واگذار کردن بنده به حال خود، هلاکت و لعنت و دوری از درگاه خدا را به دنبال دارد.

این بود معنای «مباهله» از نظر ریشه ی لغوی، اما مفهوم آن در آیه ی مورد بحث نفرین کردن دو نفر به یکدیگر است؛ یعنی افرادی که درباره ی یک مسأله ی مهم مذهبی اختلاف نظر دارند، در یک جا جمع شوند و به درگاه خدا تضرع کنند و از او بخواهند که طرف مقابل را که دروغگو است، رسوا ساخته و به سزای اعمال خود برساند

آیه مباهله چیست؟

سوره آل عمران، آیه 61: فمن حآجَّکَ مِن بَعْدِ ما جآءَکَ مِنَ الْعِلْمِ فَقُلْ تَعَالَوْا نَدْعُ أبْناءَنا وَ أبْناءَکُمْ وَ نِسآءَنا وَ نِسآءَکُمْ وَ أنْفُسَنا وَ أَنْفُسَکُمْ ثُمَ نَبْتَهِلْ فَنَجْعَل لَعْنَتَ اللّهِ عَلىَ الْکاذِبینَ «هر گاه بعد از علم و دانشى که(درباره مسیح) به تو رسیده، (باز) کسانى با تو به محاجّه و ستیز برخیزند، به آنها بگو: بیایید ما فرزندان خود را دعوت کنیم، شما هم فرزندان خود را; ما زنان خویش را دعوت نماییم، شما هم زنان خود را; ما از نفوس خود دعوت کنیم، شما هم از نفوس خود; آنگاه مباهله کنیم; و لعنت خدا را بر دروغگویان قرار دهیم»

خلاصه داستان مباهله:

در روایات اسلامی وارد شده است: هنگامی که پای مباهله به میدان آمد، نمایندگان مسیحیان «نجران» از پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم مهلت خواستند تا در این باره بیندیشند و با بزرگان خود به شور بنشینند. سرانجام نتیجه ی مشورت آن ها که از یک نکته ی روان شناسی سرچشمه می گرفت، این بود که به افراد خود دستور دادند اگر دیدید محمد صلی الله علیه و آله و سلم با سر و صدا و جمعیت و جار و جنجال به مباهله می آید، نترسید و با او مباهله کنید؛ زیرا معلوم است حقیقتی در کار او نیست و از این رو؛ به جار و جنجال متوسل شده است؛ ولی اگر دیدید با افراد محدود و به همراه نزدیکان و فرزندان خردسالش به میعادگاه آمد، بدانید که او پیامبر خدا است و از مباهله با او بپرهیزید که خطرناک است.

بر این اساس، آن ها طبق قرار قبلی به میعادگاه رفتند، ولی ناگاه دیدند که پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم در حالی که فرزندانش حسین علیه السلما را در آغوش دارد و دست حسن علیه السلام را دست گرفته، و علی و فاطمه علیهما السلام نیز همراه او هستند، رو به سوی میعادگاه روان است. و در این حال، به آنان سفارش می کند که هر گاه من دعا کردم شما «آمین» بگویید. مسیحیان هنگامی که این صحنه را مشاهده کردند، سخت به وحشت افتاده و از اقدام به مباهله خودداری کردند، لذا حاضر به مصالحه شده و به شرایط ذمه (عدم تظاهر به خوردن گوشت خوک و شرابخواری، زنا و ازدواج با زنانی که ازدواج کردن با آن ها در اسلام حرام است) تن در دادند

مباهله در روایات و تفاسیر اهل سنت:

علماى اهل سنت شأن نزول آیه مباهله  رابه طریق مختلف در کتب روایى و تفسیرى خود نقل کرده اند که در اینجا به برخى از سندهاى صحیح آن اشاره مى کنیم:

مسلم نقل کرده که معاویة بن ابى سفیان، سعد بن ابى وقاص را خواست و گفت: چه چیز تو را مانع شده که ابو تراب را سبّ نکنى؟ گفت: سه فضیلت را رسول خدا(صلى الله علیه وآله) درباره علىّ(علیه السلام) بیان داشته که با وجود آن ها هرگز على(علیه السلام) را سبّ نخواهم کرد، واگر یکى از آن ها براى من بود از شترهاى گران قیمت نزد من ارزشمندتر بود... یکى آنکه هنگامى این آیه نازل شد: ( فَقُلْ تَعالَوْا نَدْعُ أَبْناءَنا وَأَبْناءَکُمْ) رسول خدا(صلى الله علیه وآله) علىّ و فاطمه و حسن و حسین(علیهم السلام) را خواست و عرض کرد: «بار خدایا! اینان اهل من هستند»

برخی از منابع شان نزول آیه مباهله در کتب اهل سنت:

ولما نزلت هذه الآیة فقل تعالوا ندع أبناءنا وأبناءکم دعا رسول الله صلى الله علیه وسلم علیا وفاطمة وحسنا وحسینا فقال اللهم هؤلاء أهلی

صحیح مسلم - مسلم النیسابوری - ج 7 - ص 120 121- دار الفکر

سنن الترمذی - الترمذی - ج 4 - ص 293 294- دار الفکر

نظم درر السمطین - الزرندی الحنفی - ص 108

معرفة علوم الحدیث - الحاکم النیسابوری - ص 50- منشورات دار الآفاق الحدیث

عمدة القاری - العینی - ج 18 - ص 27- دار إحیاء التراث العربی

فتح القدیر - الشوکانی - ج 1 - ص 348- عالم الکتب

شواهد التنزیل الحاکم الحسکانی ج 1 ص 160- مجمع إحیاء الثقافة الإسلامیة

تفسیر ابن کثیر ابن کثیر ج 1 ص 379- دار المعرفة

الدر المنثور جلال الدین السیوطی ج 2 ص 39- دار المعرفة

إمتاع الأسماع المقریزی ج 6 پاورقى ص 6- دار الکتب العلمیة

الفصول المهمة فی معرفة الأئمة ابن الصباغ ج 1 پاورقى ص 114- دار الحدیث

تفسیر القرطبی القرطبی ج 4 ص 104- مؤسسة التاریخ العربی

تاریخ الإسلام الذهبی ج 3 ص 627- دار الکتاب العربی

مطالب السؤول فی مناقب آل الرسول (ع) محمد بن طلحة الشافعی ص 38

مسند احمد - الإمام احمد بن حنبل - ج 1 - ص 185- دار صادر

تاریخ مدینة دمشق - ابن عساکر - ج 42 - ص 16- دار الفکر

المناقب - الموفق الخوارزمی - ص 108- مؤسسة النشر الإسلامی

ینابیع المودة لذوی القربى - القندوزی - ج 1 - ص 136- دار الأسوة

المستدرک - الحاکم النیسابوری - ج 3 - ص 150

السنن الکبرى - البیهقی - ج 7 - ص 63- دار الفکر

حال از شما مخاطب گرامی یک سوال دارم؟

ثابت شد علی بن ابیطالب نفس پیامبر است. حال اگر کسی به این نفس پیامبر فحاشی کند. حکمش چیست؟

چرا نفس پیامبر باید بعد پیامبر و همسر بزرگوارش فاطمه بنت محمد در بین مردم جایگاهی نداشته باشد؟

علمای بزرگ اهل سنت از قبیل بخاری در صحیح بخاری چنین نگاشته اند که بعد از علی بن ابیطالب در زمان حیات فاطمه بنت محمد در بین مردم مقامی داشت اما بعد از اینکه از فاطمه از دنیا رفت دیگری مقامی بین مردم نداشت.

اینم متن روایت:

وکان لعلی من الناس وجه حیاه فاطمه، فلما توفیت استنکر علی وجوه الناس

و کان لعلی من الناس وجه حیاه فاطمه ——-مردم، توجهی، مادامی که فاطمه زنده بود، به علی داشتند.

فلما تووفیت، استنکر علی وحوه الناس ——–وقتی فاطمه در گذشت، مردم از علی روی برگردان شدند. ((علی از چشم مردم افتاد))

صحیح البخاری البخاری ج 5 ص 83- دارالفکر

صحیح مسلم مسلم النیسابوری ج 5 ص 154- دارالفکر

مگر این اصحاب و مردم نشنیده بودند روایات در شان علی بن ابیطالب را؟

مگر نشنیده بودند که علی نفس پیامبر است؟

تفسیر ابن کثیر ابن کثیر ج 1 ص 379- دارالمعرفه

مگر نشنیده بودند که حب علی بن ابیطالب دلیل بر حلال زادگی هست؟

تاریخ مدینة دمشق ابن عساکر ج 42 ص 287- دارالفکر

مگر نشنیده بودند که پیامبر علی را کسی معرفی کرد که خدا و رسولش را دوست دارد و آنها نیز او را دوست دارند؟

صحیح البخاری البخاری ج 4 ص 5- دارالفکر

صحیح مسلم مسلم النیسابوری ج 5 ص 195- دارالفکر

و صدها روایات دیگر در شان علی بن ابیطالب در کلام حضرت رسول.

چرا چنین کردند؟

کمپین رهروان غدیر

یکشنبه 29 آبان‌ماه سال 1390

کمپین رهروان غدیر

بسم الله الرحمن الرحیم

الهم صلی علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم

کمپین رهروان غدیر

آیه مباهله و فرزندان رسول خدا(صلى الله علیه وآله)

سؤال: آیا با توجه به آیه مباهله مى توان اثبات نمود که امام حسن و امام حسین(علیهما السلام) دو فرزند رسول خدا(صلى الله علیه وآله) هستند؟

جواب: خداوند متعال مى فرماید: (فَقُلْ تَعَالَوْاْ نَدْعُ أَبْنَآءَنَا وَأَبْنَآءَکُمْ وَنِسَآءَنَا وَنِسَآءَکُمْ)(1)[ بگو: «بیایید ما فرزندان خود را دعوت مى کنیم، شما هم فرزندان خود را; ما زنان خویش را دعوت مى نماییم، شما هم زنان خود را»] ؟!

این آیه به صراحت مى گوید : امام حسن و امام حسین(علیهما السلام) دو فرزند پیامبر اقدس(صلى الله علیه وآله) هستند .

رازى در تفسیر خود(2) مى نویسد :

آیه مباهله دلالت مى کند بر اینکه حسن و حسین دو فرزند رسول خدا(صلى الله علیه وآله) هستند; زیرا آن حضرت وعده داد ، فرزندانش را [براى مباهله] بخواند، و حسن و حسین را آورد، پس این دو فرزندان او هستند. و یکى از مواردى که این مطلب [نوه دخترى فرزند انسان محسوب مى شود] را تأکید مى کند سخن خداوند در سوره أنعام است: (وَمِن ذُرِّیَّتِهِ دَاوُودَ وَسُلَیَْمانَ) تا آنجا که خداوند مى فرماید: (وَیَحْیَى وَعِیسَى)(3) ; زیرا معلوم است که نسبت عیسى به ابراهیم به وسیله مادر است; پس ثابت شد که گاهى نوه دخترى، فرزند نامیده مى شود; والله اعلم.

و شاهد بر این لغتِ قرآن مجید و اینکه نوه دخترى حقیقتاً فرزندِ پدرِ دختر است ، این سخنان است که از رسول خدا(صلى الله علیه وآله) نقل شده:

1 ـ «أخبرنی جبریل : أنّ ابنی هذا ـ یعنی الحسین ـ یُقتل» [جبرئیل به من خبر داد که این فرزندم ـ یعنى حسین ـ کشته مى شود] . و در روایتى دیگر آمده است : «إنّ اُمّتی ستقتل ابنی هذا»(4) [ اُمّت من این فرزندم را مى کشند] .

2 ـ درباره امام حسن(علیه السلام) فرمودند: «ابنی هذا سیّد»(5) [ا ین فرزندم آقا و سرور است] .

3 ـ به على(علیه السلام) فرمودند : «أنت أخی وأبو وُلدی»(6) [تو برادر و پدر فرزندانم هستى] .

4 ـ و سخن او(صلى الله علیه وآله) : «المهدیّ من ولدی وجهه کالکوکب الدرّیّ»(7) [مهدى از فرزندان من است و صورتش مانند ستاره درخشان است] .

5 ـ و سخن او(صلى الله علیه وآله) : «هذان ابنای من أحبّهما فقد أحبّنی»(8) [ این دو ـ یعنى حسن و حسین ـ دو فرزند من هستند ، هرکس آنها را دوست بدارد مرا دوست داشته است] .

6 ـ و به على(علیه السلام) فرمود : «أیّ شیء سمّیتَ إبنی؟ قال : ما کنتُ لأسبقک بذلک . فقال : وما أنا السابق ربّی فهبط جبریل ، فقال : یا محمّد! إنّ ربّک یقرئک السلام ویقول لک : علیّ منک بمنزلة هارون من موسى لکن لا نبیّ بعدک ، فسمّ ابنک هذا باسم ولد هارون»(9) [فرزندم را چه نام نهادى؟ گفت : من در این کار بر شما سبقت نمى گیرم. سپس پیامبر فرمود: من هم از پروردگارم سبقت نمى گیرم; پس جبرئیل فرود آمد و گفت: اى محمّد! پروردگارت سلام مى رساند و مى گوید : على نسبت به تو مانند هارون نسبت به موسى است ، امّا پیامبرى بعد از تو نیست پس این فرزندت را به اسم فرزند هارون نامگذارى کن] .

7 ـ و سخن امام حسن(علیه السلام) به ابوبکر وقتى بر منبر جدّش بود : «إنزل عن مجلس أبی» [ از جایگاه پدرم پایین بیا] . ابوبکر گفت : «صدقت إنّه مجلس أبیک» [راست گفتى اینجا جایگاه پدرت است] .

و در روایتى آمده است : «إنزل عن منبر أبی»(10) [ از منبر پدرم پایین بیا] . و ابوبکر گفت: «منبر أبیک لا منبر أبی» [ این منبر پدرت است نه منبر پدر من] .

8 ـ و سخن امام حسین(علیه السلام) به عمر : «إنزل عن منبر أبی» [ از منبر پدرم پایین بیا] . پس عمر گفت: «منبر أبیک لا منبر أبی مَنْ أمرک بهذا؟!»(11) [ این منبر پدرت است نه منبر پدر من ، چه کسى به تو امر کرده که چنین بگویى؟!] .

واینها همه شاهدند بر اینکه حسنین(علیهما السلام)، فرزند رسول خدا(علیه السلام) محسوب مى شوند; و با وجود این شواهد از قرآن و روایات چه چیز به برخى جرأت داده که آل اللّه را از فرزندى رسول خدا(صلى الله علیه وآله)خارج کنند؟!.(12)

پی نوشتها:

1 ـ آل عمران : 61 .

2 ـ التفسیر الکبیر 2 : 488 [8/81] ; و نیز مراجعه شود: الجامع لأحکام القرآن ، قرطبى 4 : 104 ; و 7 : 31 [4/67 ; و 7/22 ـ 23] .

3 ـ أنعام : 84 و 85 .

4 ـ [ترجمة الإمام الحسین(علیه السلام) از طبقات ابن سعد ، که چاپ نشده است : 44 ، ح 268] ; المستدرک على الصحیحین 3 : 177 [3/194 ، ح 4818] ; أعلام النبوّة، ماوردى : 83 [ص 137] ; الصواعق المحرقة : 115 [ص 192] .

5 ـ المستدرک على الصحیحین 3 : 175 [3/191 ، ح 4809] ; أعلام النبوّة ، ماوردى : 83 [ص 137] ; تفسیر ابن کثیر 2: 155 .

6 ـ ذخائر العقبى : 66 .

7 ـ ذخائر العقبى: 136 .

8 ـ المستدرک على الصحیحین 3 : 166 [3/181 ، ح 4776] ; تاریخ مدینة دمشق 4 : 204 [13/199 ، شماره 1383 ; و در مختصر تاریخ دمشق 7/12] ; کنز العمّال 6 : 221 [12/120] ، ح 34286 .

9 ـ ذخائر العقبى : 120 .

10 ـ الریاض النضرة 1 : 139 [1/175]; شرح نهج البلاغة 2 : 17 [6/42، خطبه 66]; الصواعق المحرقة : 108 [ص 177]; تاریخ الخفاء ، سیوطى : 54 [ص 75] ; کنز العمّال 3 : 132 [5/616، ح 14084 و 14085] .

11 ـ تاریخ مدینة دمشق 4 : 321 [14/175 ، شماره 1566 ; و در مختصر تاریخ دمشق 7/127] .

12 ـ شفیعى شاهرودى، گزیده اى جامع از الغدیر، ص 624.

کمپین رهروان غدیر

یکشنبه 29 آبان‌ماه سال 1390

کمپین رهروان غدیر

بسم الله الرحمن الرحیم

الهم صلی علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم

کمپین رهروان غدیر

آیه مباهله

در ابتدا لازم است به نکاتی اشاره شود:

1ـ معنای لغوی مباهله: در اصل از ماده «بهل» بر وزن «اهل» به معنای رها کردن است. به همین جهت هنگامی که حیوان را، به حال خود واگذارند، و پستان آن را برای جلوگیری از نوشیدن نوزادش در کیسه قرار ندهند به آن حیوان «باهل» می‌گویند و «ابتهال» در دعا به معنای تضرع و واگذاری کار بر خدا است و گاه این واژه را به معنای «هلاکت و لعن و دوری از خدا» معنی کرده‌اند، آن نیز به خاطر رها کردن و واگذار نمودن بنده به جای خویش و خروج از سایه لطف خدا است[1].

2ـ حقیقت مباهله: مباهله به معنی نفرین کردن دو نفر به همدیگر است، به این ترتیب که وقتی استدلالات منطقی در مسئله دینی سودی نداشت، در یک جا جمع می‌شوند، و به درگاه خدا تضرع و از او می‌خواهند که دروغگو را رسوا سازد و مجازات کند.[2]

3ـ ترجمه آیه مباهله: «هر گاه بعد از علم و دانش که درباره مسیح به تو رسیده، کسانی با تو به بحث و ستیز برخیزند، به آنها بگو: بیایید ما فرزندان خود را دعوت می‌کنیم شما هم فرزندان خود را، ما زنان خویش را فرا می‌خوانیم شما هم، زنان خویش را، ما از نفوس خویش دعوت می‌کنیم، شما هم از نفوس خود، آنگاه مباهله می‌کنیم و لعنت خدا را بر دروغگویان قرار می‌دهیم.»[3]

بعد از این مقدمه، به این مطلب اشاره می شود که مباهله چه ارتباطی با امام علی ـ علیه السّلام ـ و فرزندان او دارد؟

1ـ ابوالفرج اصفهانی، می‌گوید، که گروهی از نصارای نجران که در میانشان اسقف آنان و عاقب و ابوحبش و سید و قیس، و عبدالمرح و... بودند به مدینه آمدند، ابتداء به بیت المدارس یهود... و بعد همراه یهودیان به نزد پیامبر اکرم - صلی الله علیه وآله - آمدند، و سئوالاتی از حضرت نمودند، و بعد از شنیدن پاسخ دست از لجاجت برنداشتند، تا اینکه آیه مباهله نازل شد و بعد از خواندن آیه و پیشنهاد مباهله، اسقف نجرانیان گفت: این منصفانه است. پیامبر فرمودند: فردا با یکدیگر مباهله می‌کنیم. یهودیان از مباهله منصرف شدند، و مسیحیان هم بین خود گفتگوهای زیادی نمودند. عده‌ای گفتند: ما می‌دانیم حق با اوست مباهله نکنیم و الا هلاک می‌شویم. «عاقب» و «سید» که اسقف نجرانیان بودند، گفتند: اگر محمد با اصحابش برای مباهله آمدند، یقیناً پیامبر نیست ولی اگر با خانواده‌اش آمد، تحقیقاً پیامبر است. فردای آن روز بعد از اذان صبح حضرت برای مباهله آماده شد. حضرت علی- علیه السلام - را در سمت راست خود امام حسن- علیه السلام - را در سمت چپ خود، و امام حسین- علیه السلام - را در سمت راست علی و حضرت فاطمه- سلام الله علیها - را در عقب سر خود قرار داد، عاقب وقتی چنین دید به سید گفت:

با محمد مباهله نکن. چون اگر این کار را انجام بدهی نه ما نجات می‌یابیم و نه اعقاب ما.[4] زمخشری اضافه می‌کند که حضرت خود و همراهان (علی و حسنین و فاطمه - علیهم السلام-) زیر کسایی قرار گرفتند. سپس فرمود: «یرید الله لیذهب عنکم الرجس اهل البیت» خداوند اراده فرموده است تا پلیدی را از شما اهلبیت ببرد.[5]

اما قسمت دوم شبهه: اولاً فرزندان حضرت علی - علیه السلام - به عنوان فرزند پیامبر اکرم ـ صلی الله علیه و آله ـ و خود حضرت علی - علیه السلام - بمنزله جان پیامبر اکرم ـ صلی الله علیه و آله ـ خوانده شده است. در روایات عامه معنی شده که یعنی اطاعت حضرت علی ـ علیه السّلام ـ اطاعت از پیامبر اکرم ـ صلی الله علیه و آله ـ است جدایی از حضرت علی ـ علیه السّلام ـ جدایی از پیامبر اکرم ـ صلی الله علیه و آله ـ می‌باشد و پیامبر اکرم ـ صلی الله علیه و آله ـ فرمود: تو از منی، و من از تو، و علی بمنزله سر من می‌باشد، نسبت به تنم.[6] آیا این عظمت کمی است؟ آنهم با لفظ جمع «ابنائنا» و «انفسنا» که دلالت بر عظمت آنها دارد. و ثانیاً در مقابل یهودیت و مسیحیت از مردان، سه نفر انتخاب شد، که نشان می‌دهد، بهترین انسانها و عزیزترین افراد در نزد پیامبر اکرم ـ صلی الله علیه و آله ـ باید باشند. چون پای مکتب و آبروی اسلام در بین بود آیا این فضیلت نیست؟

زمخشری می‌گوید: آیه، دلالت بر بلند مرتبگی و قرب منزلت اصحاب کساء دارد... در پایان می‌گوید: «وفیه دلیل لاشیء اقوی منه علی فضل اصحاب الکساء علیهم اسلام» در ترتیب آیه و بیان آن دلیلی بر برتری اصحاب کسأ وجود دارد، که چیزی قویتر و بالاتر از آن نداریم.[7] گذشته از این کسانی که در مباهله شرکت می‌کنند، باید به حقانیت راه خود یقین کامل داشته باشند و استجابت دعای خود را یقینی بدانند و این مستجاب الدعوه بودن، مقام بلندی است که جز مقربان درگاه خداوند بدان نمی‌رسند. و فخررازی از محمود حمصی از علمای شیعه چنین نقل می‌کند که او با استفاده از این آیه اثبات می‌کرد که حضرت علی ـ علیه السّلام ـ بعد از پیامبر اکرم ـ صلی الله علیه و آله ـ از همه انبیاء وحی، افضل است... چون آیه می‌گوید: حضرت علی ـ علیه السّلام ـ به منزله نفس و شخص حضرت محمد - صلی الله علیه وآله - است به یقین عین او نیست ولی در تمام جهات (بجز مقام نبوت...) در جهات دیگر همانند او است. از سوی دیگر می‌دانیم پیامبر از همه انبیاء افضل بود پس حضرت علی ـ علیه السّلام ـ نیز می‌باید افضل باشد، و سپس اضافه می‌کرد که پیامبر اکرم ـ صلی الله علیه و آله ـ فرمود: هر کس می‌خواهد آدم را در مقام علمیش و نوح را در طاعتش، و ابراهیم را در دوستی و مقام خلیل اللهی‌اش، و موسی را در هیبتش و عیسی را در صفوتش ببیند، به حضرت علی نگاه کند.در حقیقت این حدیث می‌گوید: آنچه خوبان به طور جداگانه داشته‌اند او تنها و یکجا دارد.[8]

نتیجه اینکه؛ آیه شریفه مباهله بنا به نقل فریقین در شأن امام علی،حضرت فاطمه و فرزندانش- علیهم السلام- نازل شده و بیانگر فضیلت بسیار بزرگی از سوی خداوند متعال برای آنها است.

پی نوشتها:

[1] - ر.ک: حسین، راغب اصفهانی، المفردات فی غریب القران، (دفتر نشر الکتاب، دوم، 1404) ص 63 و رک: آیت الله مکارم شیرازی با همکاری جمعی از دانشمندان، پیام قرآن (قم، انتشارات نسل جوان، دوم، 1374) ج9، ص 242 و رک: محمود زمخشری، الکشاف، (بیروت دارالکتاب العربی، سوم، 1407) ج1، ص 368.

[2] - پیام قرآن (پیشین) ج9، ص 242.

[3] - آل عمران/61.

[4] - ر.ک: ابوالفرج اصفهانی، الاغانی (بیروت، دارالکتب العلمیه، 1412 ق) ج12، ص 6-10 و ر.ک: عبیدالله حاکم حکانی، شواهد التنزیل بقواعد التفضیل (بیروت، مؤسسه الاعلمی، 1392 هـ) ج1، حدیث 174.

[5] - الکشاف (پیشین) ج1، ص 369.

[6] - متقی هندی، کنز العمال (بیروت، مؤسسه الرساله، پنجم، 1405 هـ) ج11، ص 599 و 603 و 614.

[7] - الکشاف (پیشین) ج1، ص 370 مدارک زیادی برای حدیث فوق نقل شده است که به بعضی از آنها اشاره می‌شود:

1ـ مسلم بن حجاج، نیشابوری، صاحب «صحیح» معروف که از کتب شش گانه مورد اعتماد اهل سنت است (عصر، چاپ محمدعلی جیح) ج7، ص 120. 2ـ احمدبن حنبلی (چاپ مصر) ج1، ص 185. 3ـ طبری، تفسیر طبری و مصر، میمنیه) ج3، ص 192. 4ـ حاکم، مستدرک (رکن حیدرآباد) ج3، ص 150. 5ـ حافظ ابونعیم اصفهانی، دلائل النبوه (چاپ حیدرآباد) ص 297. 6ـ واحدی نیشابوری اسباب النزول، (مصر، چاپ الهندیه) ص 74. 7ـ فخررازی، تفسیر کبیر، (مصر چاپ البهیه) ج8، ص 85. 8ـ ابن اثیر، جامع الاصول، (مصر، طبع سنه المحمدیه) ج9، ص 470، و ابن جوزی قاضی بیضاوی طنطاوی، برای اطلاع بیشتر شود به المراجعات ص 128-126 و الغدیر علامه امینی، ج7، ص 129-124 و کتاب فاطمه زهرا نامبرده (انتشارات استقلال) ص70 و پیام قرآن (پیشین) ج9، ص 244-248. حاکم نیشابوری، ‌معرفه علوم الحدیث (هند رکن) مطبعه مجلس دائره المعارف العنمانیه 1385) نوع17، ص 63.

[8] - پیام قرآن (پیشین) ج9، ص 251 با تلخیص که کتاب مذکور نقل نموده است از تفسیر کبیر فخررازی، ج8، ص 81.

کمپین رهروان غدیر

یکشنبه 29 آبان‌ماه سال 1390

کمپین رهروان غدیر

بسم الله الرحمن الرحیم

الهم صلی علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم

کمپین رهروان غدیر

اهل سنت و شأن نزول آیه مباهله

سؤال: علماى اهل سنت چه احادیثى در مورد شأن نزول آیه مباهله نقل کرده اند؟

جواب: علماى اهل سنت شأن نزول آیه مباهله(1) رابه طریق مختلف در کتب روایى و تفسیرى خود نقل کرده اند که در اینجا به برخى از سندهاى صحیح آن اشاره مى کنیم:

1 ـ ابن عساکر به سندش از ابى طفیل نقل کرده که امیر المؤمنین(علیه السلام) با اصحاب شورا مناظره کرده و جمله اى از فضایل و مناقبش را برای آنان بر شمرد; از آن جمله فرمود: «شما را به خدا سوگند مى دهم، آیا در میان شما کسى نزدیک تر به رسول خدا(صلى الله علیه وآله) در خویشاوندى هست؟ وکسى که رسول خدا او را نفس خود خوانده و فرزندان او را فرزندان خود و زنان او را زنان خود، خوانده باشد غیر از من وجود دارد؟» گفتند: بار خدایا، هرگز.(2)

2 ـ احمد بن حنبل نقل کرده . . . هنگامى که این آیه نازل شد ( نَدْعُ أَبْناءَنا وَأَبْناءَکُمْ) رسول خدا(صلى الله علیه وآله) علىّ و فاطمه و حسن و حسین ـ رضوان الله علیهم اجمعین ـ را دعوت کرد، آنگاه عرض کرد: بار خدایا! اینان اهل من هستند.(3)

3 ـ مسلم نقل کرده که معاویة بن ابى سفیان، سعد بن ابى وقاص را خواست و گفت: چه چیز تو را مانع شده که ابو تراب را سبّ نکنى؟ گفت: سه فضیلت را رسول خدا(صلى الله علیه وآله) درباره علىّ(علیه السلام) بیان داشته که با وجود آن ها هرگز على(علیه السلام) را سبّ نخواهم کرد، واگر یکى از آن ها براى من بود از شترهاى گران قیمت نزد من ارزشمندتر بود... یکى آنکه هنگامى این آیه نازل شد: ( فَقُلْ تَعالَوْا نَدْعُ أَبْناءَنا وَأَبْناءَکُمْ) رسول خدا(صلى الله علیه وآله) علىّ و فاطمه و حسن و حسین(علیهم السلام) را خواست و عرض کرد: «بار خدایا! اینان اهل من هستند.»(4)

4 ـ ترمذى نیز با همین سند و متن، این حدیث را نقل کرده، آن گاه تصریح به صحت آن نموده است.(5)

5 ـ حاکم نیشابورى از سعد بن ابى وقاص نقل کرده: هنگامى که این آیه: (ندْعُ أَبْناءَنا وَأَبْناءَکُمْ...)نازل شد، رسول خدا(صلى الله علیه وآله) علىّ و فاطمه و حسن و حسین ـ رضى الله عنهم ـ را خواست، آن گاه عرض کرد: «بار خدایا! اینان اهل من هستند.»(6)

6 ـ طبرى از سدىّ در تفسیر آیه مباهله نقل کرده که پیامبر(صلى الله علیه وآله) در آن هنگام دست حسن و حسین و فاطمه را گرفت و به علىّ(علیه السلام) گفت: دنبال ما بیا. او هم با آن ها به راه افتاد. در آن روز نصارا بیرون نیامدند و گفتند: ما مى ترسیم که این شخص پیامبر باشد و نفرین پیامبر مانند نفرین دیگران نیست.(7).

7 ـ مأمون عباسى روزى به امام رضا(علیه السلام) عرض کرد: مرا به نزدیک ترین فضیلت امیر المؤمنین(علیه السلام)خبر بده که قرآن بر آن دلالت دارد. حضرت فرمود: «فضیلت مباهله، خداوند ـ جل جلاله ـ فرمود: ( فَمَنْ حَاجَّکَ فِیهِ مِنْ بَعْدِ ما جاءَکَ مِنَ الْعِلْمِ فَقُلْ تَعالَوْا نَدْعُ أَبْناءَنا وَأَبْناءَکُمْ وَنِساءَنا وَنِساءَکُمْ وَأَنْفُسَنا وَأَنْفُسَکُمْ ثُمَّ نَبْتَهِلْ فَنَجْعَلْ لَعْنَتَ اللهِ عَلَى الْکاذِبِینَ)، آن گاه رسول خدا(صلى الله علیه وآله) حسن و حسین که دو فرزند او به حساب مى آمدند دعوت کرد، ونیز فاطمه را که در موضع نساء او به حساب مى آمد خواست و نیز امیر المؤمنین(علیه السلام) را که به حکم خداوند ـ عزّ وجلّ ـ نفس او به حساب مى آمد دعوت نمود. و به تحقیق ثابت شده که احدى از خلق خدا جلیل تر و افضل از رسول خدا(صلى الله علیه وآله)نیست، پس واجب است که احدى افضل از نفس رسول خدا(صلى الله علیه وآله) به حکم خداوند ـ عزّ وجلّ ـ نباشد....»(8)

پی نوشتها:

1 ـ سوره آل عمران، آیه 61: فمن حآجَّکَ مِن بَعْدِ ما جآءَکَ مِنَ الْعِلْمِ فَقُلْ تَعَالَوْا نَدْعُ أبْناءَنا وَ أبْناءَکُمْ وَ نِسآءَنا وَ نِسآءَکُمْ وَ أنْفُسَنا وَ أَنْفُسَکُمْ ثُمَ نَبْتَهِلْ فَنَجْعَل لَعْنَتَ اللّهِ عَلىَ الْکاذِبینَ «هر گاه بعد از علم و دانشى که(درباره مسیح) به تو رسیده، (باز) کسانى با تو به محاجّه و ستیز برخیزند، به آنها بگو: بیایید ما فرزندان خود را دعوت کنیم، شما هم فرزندان خود را; ما زنان خویش را دعوت نماییم، شما هم زنان خود را; ما از نفوس خود دعوت کنیم، شما هم از نفوس خود; آنگاه مباهله کنیم; و لعنت خدا را بر دروغگویان قرار دهیم.»

2 ـ ترجمه امام على(علیه السلام) از تاریخ دمشق، ج 3، ص 90، ح 1131.

3 ـ مسند احمد، ج 1، ص 185.

4 ـ صحیح مسلم، ج 7، ص 120.

5 ـ صحیح ترمذى، ج 5، ص 596، کتاب المناقب، مناقب علىّ(علیه السلام).

6 ـ مستدرک حاکم، ج 3، ص 150.

7 ـ جامع البیان، ج 3، ص 212 و 213.

8 ـ الفصول المختاره، ص 38.

کمپین رهروان غدیر

یکشنبه 29 آبان‌ماه سال 1390

کمپین رهروان غدیر

بسم الله الرحمن الرحیم

الهم صلی علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم

کمپین رهروان غدیر

اثبات صحت حدیث مباهله

سؤال: از چه راه هایى مى توان صحت حدیث مباهله را اثبات نمود؟

جواب: حدیث مباهله را مى توان از طرق مختلف تصحیح کرد:

1 ـ وجود حدیث در صحاح(1):

ـ وجود حدیث در صحیح مسلم

ـ وجود حدیث در صحیح ترمذى

2 ـ تصریح به صحت حدیث:

ـ تصریح ترمذى به صحت حدیث

ـ تصریح حاکم نیشابورى به صحت حدیث با وجود شروط صحت بخارى و مسلم.

ـ تصریح ذهبى به صحت حدیث در «تلخیص المستدرک.»

ـ تصریح قاضى ایجى به صحت حدیث;

او مى گوید: « . . . مراد از ( أَنْفُسَنا) خود پیامبر نیست; زیرا انسان خودش را دعوت نمى کند، بلکه مراد به آن علىّ(علیه السلام)است، و اخبار صحیح و روایات ثابته نزد اهل نقل دلالت مى کند بر این که پیامبر(صلى الله علیه وآله) علىّ(علیه السلام) را براى این مقام دعوت کرد. و به طور حتم نفس على همان نفس محمّد حقیقتاً نیست بلکه مراد مساوات در فضل و کمال است، تنها فضیلت نبوّت استثنا مى شود و این که ( أَنْفُسَنا) در بقیه کمالات حجّت است. پس علىّ(علیه السلام) با پیامبر(صلى الله علیه وآله) در هر فضیلتى به جز نبوّت مساوى است.

نتیجه این که: على(علیه السلام) افضل امت است.»(2)

3 ـ تصریح به تواتر حدیث:

حاکم نیشابورى در جایى دیگر مى گوید: «اخبار متواتر در تفاسیر از ابن عباس و دیگران روایت شده که رسول خدا(صلى الله علیه وآله) در روز مباهله دست على و حسن و حسین(علیهم السلام) را گرفته و فاطمه(علیها السلام) را پشت سر خود قرار داد. آن گاه رسول خدا(صلى الله علیه وآله)فرمود: این ها فرزندان ما و نفوس ما و زنان ما هستند، شما نیز نفوس خود و فرزندان و زنان خود را بیاورید آن گاه مباهله کرده و لعنت خدا را بر کافران قرار دهیم.»(3)

4 ـ تصریح به عدم خلاف:

جصاص مى گوید: «همانا راویان تاریخ و ناقلان آثار اتفاق کرده اند بر این که پیامبر(صلى الله علیه وآله) دست حسن و حسین و علىّ و فاطمه ـ رضى الله عنهم ـ را گرفت، و نصارا که با او به محاجّه برخاسته بودند را به مباهله دعوت کرد.»(4)

5 ـ تصریح به وثاقت راویان:

ابن طلحه شافعى مى گوید: «افراد «ثقة» و ناقلین «ثبت»، روایات نزول آیه مباهله را در حقّ علىّ و فاطمه و حسن و حسین (علیهم السلام) نقل کرده اند.»(5)

6 ـ ارسال مسلّم دانستن حدیث:

ابن اثیر در «الکامل» این حدیث را ارسال مسلّم کرده; یعنى آن را از مسلّمات حدیثى دانسته است.(6)

پی نوشتها:

 

1 ـ صحیح مسلم، ج 12، ص 129.

2 ـ شرح مواقف، ج 8، ص 367.

3 ـ معرفة علوم الحدیث، ج 1، ص 60.

4 ـ احکام القرآن، ج 2، ص 16.

5 ـ مطالب السؤول، ص 7.

6 ـ کامل ابن اثیر، ج 2، ص 293.

کمپین رهروان غدیر

یکشنبه 22 آبان‌ماه سال 1390

کمپین رهروان غدیر

بسم الله الرحمن الرحیم

آیا آیه ی اکمال در روز عرفه نازل شده است؟

 

« الْیَوْمَ أَکْمَلْتُ لَکُمْ دِینَکُمْ وَأَتْمَمْتُ عَلَیْکُمْ نِعْمَتِی وَرَضِیتُ لَکُمُ الْإِسْلَامَ دِینًا » (المائده:3)

 

اهل سنت معتقدند که آیه ی فوق که به آیه ی اکمال معروف است ، در روز عرفه نازل شده ؛ اما شیعیان معتقدند که این آیه در روز غدیر خم نازل شده است . در این مقاله به یک تناقض در گفتار علمای اهل سنت خواهیم پرداخت ، و نشان خواهیم داد که آن ها به طور غیر مستقیم نزول آیه در روز غدیر را اثبات نموده اند .

 

اهل سنت مدعی هستند آیه ی اکمال در روز عرفه یعنی روز نهم ذی الحجه سال دهم هجری نازل شده است. آن ها برای این ادعای خود ، سخنانی از برخی صحابه ی نامدار همچون عمر بن خطاب نقل کرده اند. اما شیعه بنا بر نقل هائی که هم شیعه آن را آورده و هم اهل سنت ، معتقد است که این آیه در روز غدیر خم یعنی روز هجدهم ذی الحجه سال دهم هجری و پس از معرفی حضرت علی (علیه السلام) و سایر فرزندان او به عنوان جانشینان حضرت رسول اکرم (صلّی الله علیه و آله) نازل شده است. سیوطی مفسر بزرگ اهل سنت در تفسیر خویش دو حدیث از ابوسعید خدری و ابوهریره در این باره نقل کرده است :

 

" أخرج ابن مردویه وابن عساکر بسند ضعیف عن أبی سعید الخدری قال : لما نصب رسول الله صلى الله علیه و سلم علیا یوم غدیر خم فنادى له بالولایة هبط جبریل علیه بهذه الآیة " الیوم أکملت لکم دینکم " .

 وأخرج ابن مردویه والخطیب وابن عساکر بسند ضعیف عن أبی هریرة قال : لما کان یوم غدیر خم وهو یوم ثمانی عشر من ذی الحجة قال النبی صلى الله علیه و سلم : من کنت مولاه فعلی مولاه . فانزل الله الیوم أکملت لکم دینکم ."

( الدر المنثور - السیوطی - ج 2 - ص 259 )

( ابن مردویه و ابن عساکر از ابوسعید خدری نقل کرده اند که گفت : هنگامی که رسول خدا ( صلى الله علیه و آله و سلم )  علی را در روز غدیر خم [به امامت] نصب کرد ، و برای ولایت او بین مردم ندا در داد ، جبرئیل با این آیه فرود آمد : « امروز دین تان را کامل کردم ».

و همچنین ابن مردویه و خطیب و ابن عساکر از ابوهریره نقل کرده اند که گفت : وقتی روز غدیر خم که همان هجدهم ماه ذی الحجه باشد فرا رسید ، رسول خدا ( صلى الله علیه و آله و سلم ) فرمود : "هرکس من مولای او بودم ، علی مولای اوست ." پس خداوند این آیه را نازل کرد که : « امروز دین تان را کامل کردم ». )

 

البته چنان که مشاهده می شود وی سند هر دو حدیث را تضعیف نموده ، زیرا این مطلب با اعتقادات اهل سنت سازگار نیست !

 

در ادامه براى اثبات بطلان احادیثی که مبیّن نزول آیه اکمال در روز عرفه هستند ، به تفاسیر و تواریخ اهل سنت مراجعه می کنیم تا تناقض را ببینیم.

اهل سیر و آثار از اهل تسنن اتفاق دارند بر آنکه پیامبر اکرم  ( صلى الله علیه و آله و سلم )  بعد از نزول آیه اکمال دین، هشتاد و یک روز، و یا هشتاد و دو روز عمر کرده و به دار بقا رحلت فرمودند .

فخر رازی در تفسیر خود می گوید:

المسألة الرابعة : قال أصحاب الآثار : إنه لما نزلت هذه الآیة على النبی صلى الله علیه وسلم لم یعمر بعد نزولها إلا أحداً وثمانین یوماً ، أو اثنین وثمانین یوماً ، ولم یحصل فی الشریعة بعدها زیادة ولا نسخ ولا تبدیل ألبتة ، وکان ذلک جاریاً مجرى أخبار النبی صلى الله علیه وسلم عن قرب وفاته ، وذلک إخبار عن الغیب فیکون معجزاً   "

( تفسیر الرازی - الرازی - ج 11 - ص 139 )

(اصحاب آثار گفته اند که : چون این آیه بر پیغمبر اکرم صلّی الله علیه (وآله) وسلّم نازل شد پس از نزول آن بیش از هشتاد و یک و یا هشتاد و دو روز عمر نکردند و بعد از این آیه در شریعت اسلام، زیاده و تبدیل و نسخی واقع نشد. و این آیه جاری مجرای اخبار رسول خدا از نزدیکی وفاتش بود. واین اخبار از غیب است، و معجزه میباشد ) 

 

تقریبا همه ی مفسرین بزرگ اهل سنت به تبعیت از تاریخ نویسان ، با هم مشترک اند . نام برخی از آن ها از این قرار است:

تفسیر أبی السعود - أبی السعود - ج 3 - ص 7

تفسیر الثعلبی - الثعلبی - ج 2 - ص 290

تفسیر البغوی - البغوی - ج 1 - ص 504

زاد المسیر - ابن الجوزی - ج 1 - ص 289 و  ج 2 - ص 239

تفسیر ابن کثیر - ابن کثیر - ج 2 - ص 14

الدر المنثور - جلال الدین السیوطی - ج 2 - ص 257

فتح القدیر - الشوکانی - ج 2 - ص 12

تفسیر الآلوسی - الآلوسی - ج 6 - ص 60

 

همچنین مورخین و سیره نویسان مى‏گویند: رحلت آن حضرت در روز دوازدهم ماه ربیع الاول واقع شد. مثلا ابن کثیر دمشقی در ذکر متوفّیات سال یازدهم از هجرت گفته است:

توفی فیها رسول الله صلى الله علیه وسلم محمد بن عبد الله سید ولد آدم فی الدنیا والآخرة ، وذلک فی ربیعها الأول یوم الاثنین ثانی عشره على المشهور . "

( البدایة والنهایة - ابن کثیر - ج 6 - ص 365  )

(در این سنه وفات یافت رسول خدا صلّی الله علیه (وآله) وسلّم مُحَمَدُ بنُ عَبْدِ اللهِ سَیِّدُ وُلْدِ آدَمَ فِی الدُّنیا وَ الآخِرَةِ و بنا به مشهور این وفات در دوازدهم ماه ربیع الاوّل واقع شد. )

 

از سایر منابع تاریخی اهل سنت که به در این مورد اشاره کرده اند، می توان موارد زیر را نام برد:

السیرة الحلبیة - الحلبی - ج 3 - ص 473

السیرة النبویة - ابن کثیر - ج 4 - ص 509

 

حال اگر فرض شود که آیه در روز عرفه یعنی روز نهم ذی الحجه نازل شده است، فاصله بین نزول آیه و ارتحال حضرت ، 90 یا 91 روز خواهد شد. علت این اختلاف هم آن است که امکان دارد یکی از سه ماه فیمابین ، سی روزه باشد . ولی این فاصله خلاف تصریح علمای اهل سنت بوده و کسی هم آن را ذکر نکرده است.

پس اینجا یک تناقض میان اقوال اهل سنت وجود دارد . یعنی امکان ندارد که هم نزول آیه در روز عرفه رخ داده باشد ، و هم فاصله آن تا رحلت حضرت نبی اکرم 81 روز باشد . لذا چون این دو قول نمی توانند همزمان درست بوده و متناقض با یکدیگر می باشند ، هر دو از درجه ی اعتبار ساقط می شوند .

اما چنانچه فاصله ی میان روز غدیر خم یعنی 18 ذی الحجه تا 12 ربیع الاول را حساب کنیم ، 81 یا 82 روز خواهد بود . به این ترتیب با این قرینه قول فاصله ی نزول تا رحلت اعتبار مجدد یافته ، و نزول آیه در 18 ذی الحجه ثابت می شود .

 

پس ما نشان دادیم که بر اساس نقل های اهل سنت ، قول فاصله ی 81 یا 82 روزی از نزول آیه ی اکمال تا تاریخ رحلت نبی مکرم اسلام یعنی 12 ربیع الاول ، تنها با نزول آن در روز غدیر خم یعنی 18 ذی الحجه سازگار است و نه نزول در روز عرفه یعنی روز نهم .

 

کمپین رهروان غدیر